Friday, June 06, 2008

کاش ، تو خالقم باش

قضیه اصلاً شکایت و اینجور چیزا نیست
اصلاً
در واقع من خیلی ام راضیم
حتی شاکرم هستم
اما خوب یه وقتایی
یه فکرایی میاد سراغم
اونم چی
سالی دو سه بار
اونم چی
فکر اینکه
کاش من بجای اینکه یه آدم بودم
یه شخصیت بودم
یعنی آدم بودم
اما نه تو دنیا
بلکی تو رمانا
مثلا مثه
سوسانای پدرو پارامو ،
وردمن گور به گور ،
دون ویتوی پدرخوانده ،
کتی اچ هرگز رهایم مکن ،
فیبی ناتوردشت ،
کوزیموی بارون درخت نشین ،
رایدر تسلی ناپذیر و
خیلیهای دیگه
آره دیگه
بعضی وقتا
دلم می خاد
بجای اینکه
خدا منو می آفرید
خوآن رولفو ،
ایشی گورو
یا فاکنر
منو می آ فریدن
منو زندگیمو
منو به شکل یه آدم
زندگیمم
به شکل یه رمان .

برای ایشی گورو

2 comments:

naguftaniha said...

ghurban ,man az inha faghat kuzimu ru mishnasam, vali age shuvalieye namujood az hamon nevisande ru bekhooni mifahmi ke oon shuvalieh kheili dost dasht jaaye tu bashe ,makhsoosan naghsh e avvale ....,albatte be 1 dalil e dige ham kheili mayel bood jaye tu bashe,,chun mitonest be halghe ye ma dar cafe GUDU bepeyvande, ba jaye karhaye dige.


in ham adress e weblog e man:
naguftaniha@blogspot.com

Anonymous said...

: شعر بود ؟
: ................

دیالوگ کامران به آیدا تو فیلم نفس عمیق
اگه حال داشتی جوابش رو بنویس . جاش رو برای تو خالی گذاشتم . همونی رو که می دونی